تبلیغات
مزرعه پرورش اسب شیرکوه - تاریخچه اسب در ایران و کرمانشاه
 
مزرعه پرورش اسب شیرکوه

اسب از جانورانی است که از آغاز در میان آریاییها و در فرهنگ اقتصادی و اعتقادی ایرانیان جایگاه ویژه داشته است. مهاجرت آریاییها در هزار و چهارصد سال پیش از میلاد توسط ارابه های اسبی و استفاده مهم از اسب بوده و ارابه های معروف آنها از همه چیز بیشتر توجه تاریخ نگاران را به خود جلب کرده و آنان با اهمیت از آنها یاد کرده اند. در دوره مادها که به سال ۵۵۴-۷۰۱ ق.م افزون بر یک سده و نیم حکومت کردند در نبردهای خود اساسی ترین نقش را به سواره نظام داده بودند که همین امر باعث شد که کیاکسار پادشاه سوم ماد ...




برای رویارویی با ارتش آشور که در بین النهرین وجود داشت به تاسیس رسته سواره نظام بپردازد و بعد از اتحاد مادها و پارتها و پارسها که همگی آریایی بودند، یورش به قوم وحشی آشور و شکست دادن آن قوم وحشی و از میان بردن نسل و نژاد آنها پیش آمد و این پیروزی دروازه ای برای ورود اسب آرین به دنیای عرب گردید، البته پیش از آن زمان هم اعراب اسب را از آشوریها گرفته بودند و آشوریها نیز اسب را در یورشهای متمادی قبلی از قوم آرین به دست آورده بودند.


چینی ها در منابع فرهنگی خود از اسبان تیزتک اشکانی که موثرترین ابزار کار پارتیان بوده، نام برده اند. پارت قومی است ایرانی و آریایی که مردان و اسبان جنگی بسیار خوبی داشته و واژه پارتیزان به معنای چریکهای جنگی از نام قوم پارت برداشته شده است به دلیل چالاکی و دلیری در جنگ با دشمن.


اشکانیان برای حفظ جان اسبان خود در مبارزه ها بر تن آنها پوششهای فلزی می نهادند و با پوششهای فلزی و چرمی بدن اسبان را می پوشاندند، این پوششها را در اصطلاح برگستوان می گفتند. برای اثبات این گفته همان به که سخن فردوسی بزرگ را به خاطر آوریم که در جنگ رستم و اسفندیار فرمود:

کف اندردها نشان شده خون و خاک            همه گبر و برگستوان چاک چاک


تیرداد سوم پادشاه اشکانی که با برادر خود بر سر فرمانروایی در جنگ و ستیز بود از بروز خشکسالی دیرپایی که گریبانگیر مردم ایران بود رنج می برد. خوابگزاران به او گفتند کلید این بدبختی در دست تواست و این امر پایان نپذیرد مگر با قربانی کردن اسب خود به درگاه خدا که این امر با تمامی علاقه تیرداد به اسبش در کنار رود فرات انجام گرفت. این را باید متذکر شد که قربانی کردن اسب در آیین اول ایرانیان یعنی دین زرتشت و در دین اسلام آزاد نبوده و این حیوان نجیب از سوی حضرت محمد (ص) مکروه اعلام شد تا نسل این حیوان گرانقدر به انقراض کشیده نشود، پس به گواه تاریخ بدون هیچ تردیدی خاستگاه این چهارپای برازنده ایران بزرگ و یا ایرانویچ یا سرزمین موعود بوده است که محدود از شمال به کناره های دریاچه آرال، از خاور به دامنه پامیر و ماورالنهر و از جنوب به کرانه های خلیج همیشه فارس تا شمال آفریقا و از باختر به میان رودان (بین النهرین) تا سرزمین بیزانس بوده است تا آنجا که می گویند در سراسر جهان نمی توان اسبی یافت که خون اسب ایرانی در رگهایش روان نباشد، که این مدعا دور از ذهن نیست چون در اوستا در گاتاهای زردشت در اشتردگات فرگرد ۱۷ آمده: از تو می پرسم ای خدا آیا ده مادیان، یک شتر و یک نریان که وعده شده به من خواهد رسید؟ در اهنووگات فرگرد ۱۹ آمده از آن تو بود نیروی آفریننده ستوران باز در فرگرد ۱۱ خداوند دهقان ستور پرور را برای غمخواری تو مقرر داشت. باستان شناسان از دل خاک سنگ نبشته ها و ستونهایی را برپا ایستاده از کاخهای آپادانا و شوش و تخت جمشید در کاوشهای خود به دست آورده اند که هر چه ژرفتر به آن می نگریم در آن نقشها از پیکر اسبان نمود بیشتری می یابد و کشف اسکلت چند سوار و اسب در رستم آباد شمال و یا اشیا دیگر همچون لگام و زین در مناطق لرستان و پارس، یک نوع اسب به نام هیپاریون که در مرز چال مراغه کشف شده اتکا ایرانیان را در امور سیاسی و نظامی و اقتصادی به اسب اثبات می کند. در سیلک کاشان بقایای زین و برگ، در منطقه سلوز در پنجاه کیلومتری ارومیه لوازم سواری و سوارکاری کشف شده، در تپه گیان در نهاوند و در خوروین در نزدیک کردان تصاویر اسب بر روی گلدان کشف شده، در املش گیلان کوزه های سفالین مربوط به ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد که نقش اسب در روی آن حک شده، به دست آمده است.

اسب از دیرباز در خدمت انسان بوده و بار اول این حیوان به دست ایرانیان تربیت گردیده و به جهان عرضه گشته است. اما قوم دیگر میوه زحمات آرین را در چپاولگریهای بی رحمانه غارت نموده و حتی به نام خود نامگذاری کرده اند.

کتابهای مورخین مانند هرودوت، هومر، امین نارسلن، آریه گزنفون دیده می شود که به نام آریاییها احترام گذاشته اند و هرجا بحثی از سوار و سوارکاری به میان آمده آن را به ایرانیان ربط داده اند. نام اسب را به عنوان بخشی از نام انسانها در دوران باستان در بین ایرانیان رسم بوده، مانند ارجاسب، جاماسب، طهماسب، لهراسب، گشتاسب، بیوراسب، ویشتاسب. گزنفون در یادداشتهای خود آورده است که هر کجا اسبان تندرو ارابه های نیرومند باشد بزرگی حکومت در آنجاست و برای تشویق ملت خود می گوید سواری را باید از ایرانیان آموخت، هر سوار ایرانی با اسب یکی و چسبیده به آن می باشد.

امین مارسلن در کتاب خود به نام تمدن شرق می گوید: ایرانیان دلیر بوده و در سواری و تیراندازی کمتر قومی به آنها می رسد. مراتع کشور ایران بسیار بزرگ است و نژاد اسب مخصوصی در آنجا چرا می کند که در تمام دنیا بی نظیر است. ایرانیان به خوبی روی آنها پریده و با چستی و چالاکی بی اندازه سواری خوبی می نمایند و در جایی دیگر می گوید اگر سایر تاریخ نویسان این مراتب را نقل کرده اند من با چشم خود دیده ام.


هرودوت تاریخ نویس یونانی در ۲۱۰۰ سال پیش می نویسد: ایرانیان از ۵ تا ۲۰ سالگی سه چیز می آموزند، سوارکاری، تیراندازی و راستگویی.

گزنفون می نویسد همه اسبهای ایرانیان در میدان نبرد پوشیده در زره ویژه اسب بوده اند. بر سنگ نبشته های هخامنشی تصاویری از اسبان نقش بسته است. گزنفون در کوروش نامه می گوید کوروش سواری را در دربار مادها نزد پدربزرگ خود آموخت، چون در پارس اسب کمیاب و پرورش آن در سرزمین پارس دشوار بود. البته چگونگی رسیدن به پادشاهی و فتح بابل و اسب دوانی در میدان بابل هم خود داستانی است که در این متن نمی گنجد. هرودوت از لشگرکشی خشایارشا شاه به یونان می گوید: این شاهنشاه در هنگام جنگ با یونانیان به تسالی رسید، در آنجا شنید که اسبهای این سرزمین بهترین اسبهای یونان هستند. خواست آزمایش نماید دستور تاخت داد در این آزمایش اسبهای تسالی واپس ماندند.

داریوش اول در سنگ نبشته تخت جمشید می گوید: ... سزاوار است که زاد و بومش دارای مردم خوب و اسبهای خوب است. بار دیگر می گوید: این سرزمین پارس را اهورامزدا (خدای بزرگ) به من ارزانی داشت، که سرزمینی زیباست و اسبهای خوب و مردم خوب دارد.


اسب و کرمانشاه

در فرهنگ سینه به سینه مردم کرمانشاه آمده است که نام اصلی این شهر کرمادشاه (پسر پادشاه ماد) است. این شهر ولیعهد نشین ماد بوده که مرکز حکومت اصلی ماد در هگمتانه بوده است. دشت مادی دشت در کنار شهر کرمانشاه مرکز پرورش اصلی اسب هوخشتر پادشاه مادی بوده است. هنوز نفهمیده ایم که بین واژه مادیان و مردم مادی ارتباط و وابستگی وجود دارد یا نه و فقط برای ماده بودن و مایه اصلی بودن است که مادیان این موجود را پرورش می داده اند و اسبهای حاصله را به اقوام همسایه می فروختند و این حیوان بر ایشان منبع در آمد هم بوده است.

نسا به پرورش گاه اسبان گفته می شد. در ایران نسا بسیار وجود داشت که بزرگترین آنها عبارت بودند از خراسان، فارس، کرمان، همدان و ماددشت (ماهیدشت) در کرمانشاه. البته نسا خراسان بزرگترین بود که فردوسی در جنگ بهرام و خاقان می گوید:

ز گرگان بیامد به شهر نسا                    یکی رهنمون پیش او از پسا

ایلخی معروف در کرمانشاه خیرالله خان سرتیپی در میاندربند واقع در کوههای بیستون بوده است. گله خیرالله خان حدود ۵۰ الی ۶۰ سال پیش حدود ۱۰۰۰ راس می رسیده که اکثرا" رنگ آنها کرنگ یال و دم سفید که معروف به یال و دم سفید سرتیپی است که از آن نژاد بسیار کم مانده است. این نژاد با هوش، تند و تیز، حساس، پر خون می باشد. نژاد اسب افشاری و جاف متعلق به منطقه کردستان بود که در حال حاضر با هجوم اسبهای آلوده آنگلوعرب عراقی تماما" از بین رفته که به جرأت می توان گفت حتی یک رأس اسب خالص در منطقه کردستان و مخصوصا" در شهرستان سنندج وجود ندارد.

نژاد سنجابی از نژادهای اسب کلهر که در دشت مسطح سنجابی نگهداری می شدند توسط مرحوم دکتر کریم سنجابی و آقای عسکر خان سنجابی. این اسبها بیشتر به رنگ نیله بوده اند. حدودا" در زمان یار محمد خان ۲۵۰۰ رأس بیشتر بوده که به علت طاعون اسبی بیشتر آنها از بین رفته اند.

ایلخی بزرگ و معروف دیگر در کرمانشاه کلهر که در منطقه گیلانغرب، سرپل ذهاب، قلعه شاهین و دیره حدود ۲۰۰۰ رأس طبق روایت موجود بود که اکثرا" رنگ نیله و سفید بوده. اسبهای کلهر متعلق به خان کلهر به نام داود خان کلهر یا به لهجه محلی داوده بوده که در سایه وجود شایستگی های ذاتی خود قبل از وقوع انقلاب مشروطیت، محمد علی ایلخانی را از ریاست ایل برکنار و به جای او می نشیند و سپس توسط میرزا احمد خان علاءالدوله قاجار حاکم کرمانشاه در سال ۱۳۲۰ هـ.ق به سمت ایلخانی کلهر منسوب می شود. داود خان با القاب سهام الملک، سردار ظفر و امیر اعظم که بعدا" توسط پسرانش غلامحسین خان قبادیان و عباس خان قبادیان به نگهداری و پرورش اسب های اصیل همت گماردند. اسب معروف منطقه کلهر متعلق به داود خان کلهر بود به نام بابارسول که تصویر آن در کتاب جغرافیایی تاریخی و تاریخ مفصل ایلات و طوایف کرمانشاهان به تصویر در آمده است.

از کره های معروف بابارسول غزال نام داشته متعلق به غلامحسین قبادیان در کفرآور گیلانغرب. کره غزال شاهین نام داشت. کره شاهین، عقاب نام داشت، که متعلق به عباس خان قبادیان بود. کره های عقاب، متعلق به مهندس جهانشاه پالیز بان که از غلامحسین خان خریداری کرده، شبدیز، کامران، عرب سالار و رخش نام داشتند.

کامران متعلق به مرحوم حاج غلامعلی مدلل که قبل از انقلاب چندین دوره قهرمان زیبایی شناخته شد در حال حاضر یک رأس از نسل او به نام کاوه در مرکز پرورش اسب اصیل ایرانی نگهداری می شود. عرب سالار در سال ۱۳۵۰ توسط آقای محبعلی عربی خریداری شده و سیلمی اصطبل آقای عربی بود و تا کنون ۲۸ کره متعدد از آن اسب باقی مانده که معروفترین آن اشعه طلایی، عقاب مهربان، اژدها، جوشن، کولاک مهربان و سالار مهربان می باشند.

ایلخی های موجود در کرمانشاه از ۳۰ سال پیش تا به حال:

اولین ایلخی متعلق به آقای مهندس جهانشاه پالیزبان متشکل از دویست رأس اسب و مادیان بوده که مقارن پیروزی انقلاب از بین رفته است.

ایلخی دوم متعلق به آقای محبعلی عربی که قبل از پیروزی انقلاب ۳۰ رأس اسب مادیان بود و در سال ۱۳۷۸ به حدود ۱۰۰ راس رسیده که در مرکز پرورش اسب اصیل ایرانی نگهداری می شوند.

پرورش اسب سوم متعلق به آقای حسین بابایی که دارای ۲۰ راس اسب و مادیان است.

پرورش اسب چهارم متعلق به مهندس ضیا تیموریان با ۱۵ رأس اسب مختلف.

پرورش پنجم متعلق به آقای عبدالله زاده که دارای چند راس اسب عرب و کرد می باشد.

بقیه اهالی اسب دار استان کرمانشاه که هر نفر دارای چند رأس می باشد و روی هم رفته در استان کرمانشاه بالغ بر ۲۵۰۰ رأس اسب و مادیان در شهر و مناطق عشایری نگهداری می شود. ایلخی ارتش که در بخش سیلمی کرمانشاه با ۱۶ سیلمی زیر نظر آقای محبعلی عربی اصلاح نژاد شده و شجره نامه دردست ایشان بوده که مهمترین سیلمی ارتش شاداب نام داشت.

.

زمانیکه انسان بر اسب متکی بود، شب و روز به او فکر می کرده است. بسیاری از سلحشوران ایرانی نام اسب را جزیی از نام فرزندان خود می کرده اند مانند:

تهماسب: تهم اسب: اسب قهرمان، دارنده اسبی قهرمان، اسب تهمتن

جاماسب: جم اسب: اسب جمشید

گشتاسب: گشت اسب: اسب گردنده و تیزرو، گردنده و چوگانی، رهوار

لهراسب: لراسب: اسب میان باریک

زراسب: اسب زرین و زر قیمت، دارنده اسبی زرین

ویشتاسب: وشت اسب: اسبی مانند طوفان وشت

ارجاسب: اسبی ارجمند و گرانقیمت، دارنده اسب ارجمند

بیوراسب: واژه بیور به معنای ۱۰۰۰۰ و بی نهایت است. بیور= بی ور= بی مرز= بی نهایت. در تاریخ کیان که پیش از هخامنشی و ماد بوده اند، به قول شاهنامه فردوسی بزرگ اولین کسی که اسب فراوان داشت بیوراسب جوان بود که فریب اهریمن را خورد.

مرداس در شاهنامه اولین کسی است که دارنده اسب معرفی شده است. در شاهنامه آمده که پادشاهی کیومرث ۳۰ سال بوده، بعد پادشاهی سیامک، بعد پادشاهی هوشنگ ۴۰ سال، سپس جمشید و بعد از او مرداس بوده است.

حیف است که ما امروزه این رفیق دلیر تاریخ ساز را بی محل کنیم و خدمات او را نادیده بگیریم و بر سرش هوو بیاوریم و اسبهای خر قیافه و دم قاطری اروپا را به رُخش بکشیم. به یاد داشته باشیم که در میدانهای نبرد هیچگاه سوت پایان بازی نواخته نشده و تنها اسب ایرانی است که یکروز تمام را می جنگد، هنر اسب اجنبی فقط نیم ساعت است و بعد از آن تفاوت چندانی با دیوار ندارد!

اسب خارجی، پرچم بیگانگان است، برای پیروزی اسب ایرانی و هر گوهر ایرانی دیگر دعا کنیم. اسب ایرانی مهربانترین، فداکارترین، غیورترین و زیباترین اسب جهان است. اسب ایرانی نمودار غیرت ایرانی و یک نوع پرچم ایرانی است. در اهتزاز باد.

 

 

 

 

منابع:

چهارده ماه اسارت در ترکستان (پلوکویل)، اسب شناسی (پروفسور دشامبر)، نوروزنامه (خیام)، شاهنامه (فردوسی)، فارسنامه (ابن بلخی)، چهار مقاله (عروضی سمرقندی)، حیوان (ارسطو)، کورشنامه و آتابازیس (گزنفون)، آثار قدیم ایران (فلاندن دکوست)، مسافرت به ایران (گوبینو)، دور دنیا و مطالعات روی اسبهای شرقی (سرهنگ دوهوسه)، اسب تازی (پرون)، اصل اسب (پترمان)، تاریخ حکومتهای شرق و تمدن آنها (مارکوپولو)، نژاد اسبهای جهان (کولن)، نژاد و پرورش اسب در دنیا (شوارتزنکر)، جلد سوم تاریخ تمدن (ویل دورانت)، تمدن شرق (امین مارسلن)، شرح مدی بزرگ (استرابون)، اسب انگلیس (یوات)، سفرنامه شاردن (شاردن)، قابوسنامه (عنصرالمعالی کیکاووس بن قابوس)، مجمل التواریخ (ابولحسن بن محمد)، جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل طوایف کرمانشاهان- گُردکُرد (اردشیر کشاورز).





نوع مطلب :
برچسب ها : اسب کرد، اسب کرمانشاه، تاریخچه اسب در ایران، پرورش اسب شیرکوه، پرورش اسب فارسینج، مزرعه شیرکوه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 خرداد 1394 12:24 ق.ظ
سلاااام.
واقعا خوشم از مطالب اومد.
اسب کرد زیبا و باوقاااار
مدیران باشگاه کیومرث یوسفی 09183381646، رضا میرزاییتشکر
جمعه 17 آذر 1391 03:41 ب.ظ
سلام خدمت مدیران عزیز باشگاه.واقعآ دست تان درد نکنه که به فکر اسب کرد هستید.من عاشق اسب کرد هستم چون نوجوان بودم عموم در روستا یک اسب کرد داشت و من تابستان به روستا می رفتم و همیشه این اسب دست من بود.من الان در آرزوی داشتن یک اسب اصیل کرد هستم.ولی .... علی یارتان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه