تبلیغات
مزرعه پرورش اسب شیرکوه - اسب های پیامبر (ص)
 
مزرعه پرورش اسب شیرکوه
    

همانگونه که می دانید اسب حیوانی مورد توجه در نگاه بزرگان ما است . پیامبر اسلام خود دارای چند اسب بوده اند که نقل های بسیاری پیرامون این اسب ها به ما رسیده است در ادامه به این مسئله یعنی اسب های پیامبر  و ویژگی های آ  نها می پردازیم .
براق و رفرف

بُراق در سنت اسلامی، نام مرکبی آسمانی است که محمد پیامبر آیین اسلام در سفر شبانه خود معراج، مسیر بین مسجدالحرام در مکه تامسجدالاقصی را با آن پیمود....


پیامبر دو اسب داشت به نام‌های مُرتَجز (دارای شیهه ای زیبا) و سکب (تند رو) و دو استر به نام‌های دُلدُل (لرزان در راه رفتن) و شهباء (خاکستری روشن). 
در بعضی از روایات، اسب دیگری به نام لزاز (تند رو) یا رسوب (برنده تا پایین)، و دراز گوش دیگری به نام عفیر (خاکی رنگ) نیز برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ذکر کرده اند. 
دو شتر داشت به نام‌های عضباء (گوش پاره، دست کوتاه) و جدعاء (گوش بریده ). 
(این ها تنها نام این دو شتر است و گرنه گوش آنها پاره یا بریده نبوده است.) 
برای پیامبر در تاریخ چندین اسب شمرده ند: 1- ابلق 2- ادهم 3- بحر 4- ذو العقال 5- ذو اللّه 6- سبحه 
7- سجل 8- سرحان 9- سكب 10- شجا 11- ضرس 12- ضرمن 13- طرب 14- ظرب 15- مرتجز 
16- مرنجل 17- مرواح 18- مقدام 19- ملاوح 20- مندوب 21- نجیب 22- ورد 23- یعبوب 24- یعسوب 
البته این اسامی در کتاب ناسخ التواریخ جلد 5 صفحات 2325 به بعد یافت می شود.این نحوه نامگذاری برای شناسایی سریع و بدلیل نظم بالای زندگی پیامبر بود.
براق و رفرف

بُراق در سنت اسلامی، نام مرکبی آسمانی است که محمد پیامبر آیین اسلام در سفر شبانه خود معراج، مسیر بین مسجدالحرام در مکه تامسجدالاقصی را با آن پیمود.[۲][۳][۴][۵][۶]

در کهن‌ترین روایات اسلامی موجود از واقعه معراج، از این مرکوب یاد شده است؛ گرچه در جزئیات موضوع و توصیفات ظاهری آن اختلاف بسیار است. در بیشتر روایات، جانوری سپیدرنگ با جثه‌ای میان اَسَتر و درازگوش توصیف گشته که نزدیک رانهایش دو بال داشته، و در هر گام به اندازه میدان دید خود پیش می‌رفته‌است. در برخی روایت‌ها، براق مرکوب پیامبران دیگر به ویژه ابراهیم نیز بوده‌است.[۲] همچنین گرایش به توجیه عرفانی واژه «براق» و «معراج» و تفسیر آن به عنوان تمثیل در برخی متون چون معراج‌نامه ابن سینا نیز دیده می‌شود.[۴]

از حدود سده چهاردهم میلادی به بعد، براق در هنرهای اسلامی، به ویژه در مینیاتورهای ایرانی به تصویر در آمد.[۳] مسلمانان دیوار غربی حرم مسجدالاقصی را دیوار براق نام نهاده‌اند

در مورد ریشه‌شناسی واژه براق اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را از کلمه بارَق فارسی میانه به معنی مرکب گرفته‌اند و برخی آن را از ریشه «بَرق» عربی و به معنای «درخشش» یا «آذرخش» گرفته‌اند. برخی این امکان را نیز در نظر گرفته‌اند که ریشه کلمه به دوران قبل از اسلام بازگشته که اسناد آن امروزه در اختیار ما نیست.[۷][۲]

واژه عربی رفرف (تخت و سریر) را نیز بجای براق بکار برده‌اند. اگر چه دهخدا رفرف و براق را دومرکب پیامبر در معراج می‌داند و رفرف را تخت روانی دانسته که محمد را به معراج برده‌است.

در روایاتی که اوصاف براق را ذکر کرده‌اند، تفاوت‌های بسیاری است و به همین سبب، نمی‌توان تصویر روشنی از این مرکب ارائه کرد. بنابر بیشتر روایات، براق از چهارپایان بهشت و بسیار تندرو است که جثه‌ای کشیده و بزرگتر از درازگوش و کوچکتر از اَسَتر دارد، یالش پرمو و رنگ بدنش سپید و نزدیک ران‌هایش دو بال دارد و در هر گام به اندازه میدان دید خود پیش می‌رود.[۲] طبری در تفسیر قرآنش آن را اسبی با گوشهای لرزان توصیف کرده و ابن سعد گوش‌های او را دراز و پشت او را کشیده دانسته‌است.[۷] در دیگر روایات او صورتی چون صورت انسان داشته و مانند انسان قادر به فهم آنچه‌است که می‌شنود. برخی سبب رنگ سفید براق را، سرعت بیش از حد یا درخشندگی زیاد آن دانسته‌اند.[۴][۹]

اگر چه سیره‌نویسانی مانند ابن هشام، طبری و ابن سعد بال‌هایی روی پای براق توصیف می‌کنند که با استفاده از آنها پاهایش را به سمت جلو می‌برد، ولی محقق رودی پارِت[۱۰] معتقد است که این توصیفات فقط به معنی سرعت حرکت زیاد براق بوده و متون قدیمی براق را بدون بال دانسته‌اند. در حالی که متون قدیمی‌تر صعود محمد به آسمان‌ها را از طریق نردبانی توصیف می‌کنند، برخی از متون متأخرتر صعود او را به کمک براق (که دارای بال بوده) وصف نموده‌اند.[۷]

همچنین در برخی دیگر از باورهای مسلمانان، براق، مرکبی با سر یک زن یا فرشته و دم یک طاووس تصویر شده‌است که این تصویر از براق در اغلب نگاره‌ها و مینیاتورهای اسلامی مربوط به معراج به‌کار رفته‌است.[۱۱][۳]

در روایاتی در مجمع البیان اضافه بر توصیف فوق، براق را با دمی چون دم گاو و پاهایی مانند پای شتر و یالی چون یال اسب معرفی می‌کند.[۱۲]
بنظر می‌رسد که ابن بلخی نیز در فارسنامه با توجه به همین روایات، صورت براق را به صورت آدمیان توصیف نموده، با ریش و جعد و تاج بر سر نهاده و اندام چهار دست و پای او همچنان گاو و دنبال او همچون ذنب(دم) گاو.[۱۳] و حتی مجسمه‌های سر ستونهای تخت جمشید را، با چهره انسانی و تن و دمی مانند گاو، براق نامیده‌است.[۴]

گرایش به توجیه عرفانی واژه «براق» و «معراج» و تفسیر آن به عنوان تمثیلی از مفاهیم غیرمادی، در برخی نوشته‌های فلسفی و عرفانی همچون «معراج‌نامه» ابن سینا نیز دیده می‌شود. هرچند ناقلان و شارحان احادیث و حتی برخی از حکما این روش را نپذیرفته‌اند و این روایات را بدون تأویل و توجیه نقل می‌کنند. البته برخی بر این نظرند که بر پاره‌ای از این روایات از نظر سند، ایراداتی وارد است.[۴]مورخین غربی مانند آرمند آبل [۱۴] براق را موجودی افسانه‌ای می‌دانند.[۱۵]

به نظر طباطبایی، یکی از مفسرین اخیر شیعه، اختلافات موجود در روایات معراج موجب شده‌است تا برخی از مفسرین وجود و توصیفات از براق را تمثیل بدانند. از جمله این اختلافات می‌توان به روایاتی اشاره کرد که صعود محمد را بر روی بال جبرئیل بیان داشته‌اند، برخی دیگر آن را توسط نردبانی دانسته‌اند که یک سرش روی صخره‌ای در بیت المقدس و سر دیگرش بر بام آسمانهاست. او با بررسی دیگر تفاسیر چنین نتیجه می‌گیرد، که منظور از این بیانات، مجسم ساختن امری غیرجسمی و غیر مادی بصورت امری مادی به شیوه تمثیل است.





نوع مطلب :
برچسب ها : براق، رفرف، شهبائ، اسب پیامبر، اسب حضرت محمد، فارسینج، مرکب پیامبر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه